ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

6

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

گرفتند ، ديگر بنابر خلل عقايد و اطاعت جمهور و اجتهادات ديگر طوايف از روش خود متغير به روش ديگر نشدند و هرچند متصديان معاويه و آل مروان تكليف سب امير المؤمنين به آن جماعت نمودند از اين معنى ابا كردند و افسون و افسانهء آن قوم قبول طبع سيستانيان نيفتاد . بالاخره از دار الظلم بنى اميه فرمان رسيد كه از هريك نفر يك مثقال طلا بازيافت نمايند . چون مردم بىاكراه آن وجه را ادا نمودند ، رفته‌رفته آن وجه به ده مثقال طلا رسيد . چون [ در ] يافتند كه بالطوع و الرغبه . هرچيز كه طلب شود مىدهند و مرتكب آن عمل شنيع نمىشوند ، حكم كردند كه در بازار سرهاى زنان اكابر آنجا را بتراشند تا به گفتن آن كلمهء زشت راضى شوند . آن توفيق‌يافتگان به اين امر راضى شدند و به سبب حضرت امير راضى نشدند . چون ديدند كه به‌هيچوجه به اين گفتگو همداستان نشدند دست از ايشان داشتند . از آن‌زمان تا حال به محبت اهل بيت راسخ و ثابت قدمند . إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ « 1 » . و اهل فضل و علم و راويان حديث در سيستان بسيار بوده‌اند مثل عبد الله اشعث و عبد الرحمن بن عبد الله و داود السجستانى كه ثالث اصحاب الصحاح است فى الحديث و حاتم سجستانى نيز راوى حديث است و خليل بن [ 3 ش ] احمد سجستانى معاصر ملك مظفر صالح بن نوح سامانى بوده و راوى حديث است و در فقه بىنظير بوده و ابو حاتم سهل بن محمد السجستانى نيز از راويان حديث است و يحيى بن عمار سجستانى نيز فاضل و محدث و فقيه بوده و خواجه عبد الله انصارى در مجلس وعظ او حاضر شدى . ديگر جرير بن عبد الله السجستانى از اجلهء اصحاب حديث است . ديگر ابو سليمان سجزى از مفسرين كلام ارسطوست و قدوهء حكماست و شيخ الرئيس ابو على سينا را به او اعتماد تمام بود و اكثر كتب شيخ ابو على از سخنان او مزين است . از جملهء تصانيف او آنچه به‌نظر اين فقير رسيده مقالهء اوست در اثبات محرك اولى « 2 » ، هرمتحركى را ناچار است از محركى غيرمتحرك . و مقالهء اوست در بيان

--> ( 1 ) - سورة التوبه آيهء 120 . ( 2 ) - در اصل : اولا .